مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1232

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : رگ زنند و مسهل دهند و در تهزيل كوشند و از حركات منع نمايند خاصه در هواى گرم . و بعد [ از ] تنقيه ، آنجا را به آب گرم بشويند تا چرك و فضله مندفع و زايل شود . بعده [ يعنى پس از آن ] جهت تكاثف جلد و انسداد مسام ، آب سرد استعمال نمايند در آنجا تا مانع ترشح عرق و فضول عفنه گردد . و ذرور [ عرق ] « 1 » نفع دارد . و هرگاه از تيزى عرق و ماده در اين مواضع جراحت شود ، مرهم خل و سپيده برنهند . و اگر نخستين به سركه بشويند تا چرك و رطوبات قرحه كه مانع اندمال است بزدايد بعده [ يعنى پس از آن ] مرهم عرق [ كه ذكر شد ] به كار برند بهتر باشد . [ 1627 ] فايده : گاه باشد كه در پوست سر نتن افتد به سبب خلط دسم كه در آنجا گرد آيد از بخارات دهنيه كه از دماغ به پوست سر برآيد و آن خلط عفن گردد و اين مرض به مشايخ و اطفال اكثر افتد ؛ لكثرة الرّطوبة التى هى مادة العفونة فى ابدانهم و ضعف الحرارة الغريزية التى يمنع العفونة فى ابدانهم . علاج : بعد [ از ] تنقيهء موافق ، برگ سوسن و مردارسنگ و توتيا و پوست درخت صنوبر و جوز سرو سوخته و دقاق كندر به شراب طلا نمايند و از غذا كه درو سير و پياز بود اجتناب فرمايند . [ 1628 ] ذكر ادويه كه خوردن آن عرق تمام بدن خوش‌بو كند : ابهل ، سليخه ، كرفس ، آب زرد آلو و انوش‌دار ، و هر واحد ازين در اين باب مفيد است به قدر معهود بخورد . و براى عرق پاى ، شب يمانى در آب حل كرده ماليده سود دارد . و برگ سوسن يا برگ طرفا يا آبى كه از آس شپلده [ يعنى عصاره ] گيرند همين عمل دارد و عرق كف دست نيز [ به ] همين [ روش ] به شود .

--> ( 1 ) . صفت آن : برگ سوسن ، توتيا ، مردارسنگ ، گلنار ، گل سرخ ، گل ارمنى ، حنا سوخته ، پوست انار ، جمله [ را به وزن ] برابر و كافور ، قدرى ، [ همه را ] به سركه بسايند و خشك ساخته بدارند و وقت حاجت در آن موضع پراكنده [ كنند ] .